الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
99
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
خود چنين كارى بكنم و حال آنكه بيت المال از آن همهء مسلمانان و حاضر و غايب ايشان است ، ولى در مورد شما تحمل مىكنم . گفتند : ما كسى نيستيم كه چنين تكليفى بر مردم عرضه كنيم و بر فرض هم كه براى آسايش خاطر تو اين كار را انجام دهيم ، معلوم نيست مسلمانان پاسخ مناسبى بدهند و پيشنهاد تو را بپذيرند . فرمود : پس مىگوييد چه كنم ؟ گفتند : عقيدهء تو را شنيديم . و از آن حجره پايين آمدند . يكى از كنيزكان امير المؤمنين كه در حياط خانه بود شنيد طلحه و زبير مىگويند : به خدا سوگند ما با دل خويش با على بيعت نكردهايم هر چند به زبان با او بيعت كرده باشيم . امير المؤمنين على ( ع ) هم كه اين سخن را شنيد ، اين آيه را تلاوت فرمود : « همانا كسانى كه با تو بيعت كردند به حقيقت با خدا بيعت كردند . دست خدا بر فراز دست آنان است . پس از آن هر كس نقض بيعت كند بر زيان خويش پيمانگسلى كرده است و هر كس به عهدى كه با خدا بسته است وفا كند به زودى خداوند پاداشى بزرگ به او عطا خواهد كرد . » « 1 » آنان دو روز ديگر على ( ع ) را به حال خود گذاشتند و در اين هنگام آگاه شدند كه عايشه در مكه چه سخنانى اظهار داشته و از خلافت على ( ع ) كراهت خود را اعلام كرده است و ناخوش داشتن قاتلان عثمان را طرح كرده و مردم را به يارى دادن و طلب خون عثمان برانگيخته است و نيز آگاه شدند كه كارگزاران و امراى عثمان در شهرستانها با اموالى كه از بيت المال مسلمانان برداشتهاند ، از بيم امير المؤمنين على ( ع ) و مهاجران و انصارى كه با او بيعت كردهاند به مكه گريخته و پناه بردهاند و مروان بن حكم - پسر عموى عثمان - و يعلى بن منبه - كارگزار و عامل عثمان در يمن - و عبد الله بن عامر بن كريز - پسر دايى عثمان « 2 » و حاكم بصره به روزگار خلافت او - در مكه به عايشه پيوسته و همگى در صدد فتنهانگيزى هستند . طلحه و زبير هم پيش امير المؤمنين على ( ع ) آمدند و در وقت خلوتى به حضورش رسيدند و همين كه او را ديدند ، گفتند : اى امير المؤمنين ! آمدهايم از تو براى رفتن به عمره اجازه بگيريم ، زيرا مدتى است به مكه نرفتهايم و به ما اجازه بده . فرمود : به خدا سوگند قصد عمره نداريد كه آهنگ غدر و مكر داريد و مىخواهيد به بصره برويد . گفتند : هرگز ! و از
--> ( 1 ) آيهء 10 سورهء چهل و هشت ( فتح ) . م ( 2 ) در متن پسر عمو آمده كه اشتباه است و پسر دايى صحيح است . رجوع كنيد به اسد الغابة ؛ ج 3 ، ص 191 . م